
دانلود صفحه دوم (نسخه PDF)
دانلود صفحه سوم (نسخه PDF)
دانلود صفحه چهارم (نسخه PDF)
دانلود صفحه پنج (نسخه PDF)
منتخب مطالب شماره یک را ادامه مطلب مطالعه نمایید
هوای تازه در ورزش لرستان
مهدی شجاعی
گاهی اوقات پرداختن به موضوعی که خارج از تمرکز فکری است و با علایق و روحیات انسان چندان متناسب نیست، میتواند در جای خود به عنوان مهمترین انگیزه و محرک مورد استفاده قرار گرفته و فرد را وادار به واکنش نماید. به طور حتم برای فردی که در فضای دیگری غیر از ورزش مشغول تکاپوست، انفعال و بیتفاوتی نسبت به پیدیده و نیاز محرز، حیاتی و مسلمی چون ورزش، نمیتواند چندان زیبنده و خوشایند باشد. این احساس نیاز، زمانی حالت تکمیلیافته و منسجمی به به خود میگیرد که بدانیم در لرستان زندگی میکنیم! استانی نمونه به لحاظ آسیبدیدگیهای متنوع، محرومیتهای عجیب و معضلات مختلف منجر به فقر که از میان موارد گوناگون، فقر فکری و مدیریتی، بیش از سایر گزینهها تا کنون خودنمایی کرده است.
با نگاهی اجمالی به ورزش لرستان، خواهیم دید که از موفقیتهای بزرگ فردی و گروهی ورزشکاران لر، سالیان درازی است که میگذرد و چه بسا همین منوال در آینده باعث مصداق هر سال دریغ از پارسال گردد. اگر چه در مواردی، درخشش مقطعی قهرمانانی خودساخته و کوشا را نظارهگر بودیم، لیک افولشان را نیز به سرعت و ظرف مدتی کوتاه به تماشا نشستیم.(بقیه در ادامه مطلب)
در خصوص ورزشهای گروهی نیز آنقدر موفقیتها کمیاب است که فضایی برای مانور و بحث راجع به آن نمیبینم! با این حال، نمیدانم مدیریت کنونی ورزش استان از اقتدار گذشتهی رشتههایی همچون هندبال، والیبال، فوتبال، دو و میدانی و کشتی لرستان که رو به انحطاط نهادهاند آگاه است یا خیر؟ اگر جواب مثبت است، آیا برنامهای برای رسیدن به جایگاه قبلی و حتا بالاتر از آن ترسیم گردیده است؟
به رغم این اوضاع و احوال، با تولد نشریه "لرستان ورزشی" استانمان در آستانهی زایشی فرخنده و امیدوار کننده قرار گرفته که زمینهی به وجود آمده را میتوان مقدمهای برای ایجاد شوکی اساسی در پویایی ورزش استان و تقویت انگیزه و اعتماد به نفس مسئولین ورزش، ورزشکاران و حتا قلم به دستان ورزشی قلمداد نمود.
لرستان ورزشی که خلاء آن در لرستان امروز بسیار محسوس بود، خوشبختانه پیش رویمان قرار گرفته و قصد دارد ضمن به چالش کشیدن اتفاقات پیشین و پسین ورزش لرستان، پایهگذار بستری علمی و مدرن برای ورزش این نقطه از کشور باشد. لرستان ورزشی آمده تا سنگ صبوری باشد برای قهرمانان امروز و دیروز این خطه و بیمهریها و ناسپاسیهای جامعهی ماشینی و صنعتی امروز در حق ایشان! لرستان ورزشی میخواهد نقش پلی را ایفا نماید که به واسطهی آن، طیفهای مختلف ورزش استان به سوی موفقیت و هدفمندی رهنمون گردند و تمامی منها را به ما تبدیل نماید. پلی محکم به استحکام غرور، سربلندی و غیرت لر که میتواند فرش راه ورزشکاران رشتههای مختلف استان اعم از آماتور، ملیپوش، تحصیلکردگان ورزش، مربیان، تماشاگران و حتا بوقچیها باشد.
لرستان ورزشی بر آن است تا به مدد تمامی نیکاندیشان و دوراندیشان هماستانی اعم از مسوول و غیرمسوول، بکوشد تا لرستانی ورزشی در کنار کمالات ارزشی و سرشار از سلامت و تندرستی داشته باشیم. لرستانی که اعتیاد و تباهی در آن حرفی برای گفتن نداشته باشد.
بدون تردید وحدت رویه و احساس وظیفه و مسوولیت فردی و در نهایت تداوم همکاریها به پشتوانه و پشتگرمی مردم و مسوولین، قادر است ضمن زدودن رخوت از سیمای رنگپریدهی ورزش استان، آن را جلایی داده و لرستان سرشار از استعداد را به قطب و پایگاهی برای افتخارآفرینی ورزشی در سطح کشور مبدل سازد.
به سهم خودم این اتفاق نو یعنی تولد نشریهی لرستان ورزشی را که میتوانم آن را بهاری برای ورزش لرستان یاد کنم، به جامعهی جوان و دردمند ورزش استان تبریک گفته و امید دارم حتا در دل سرمای سوزندهی زمستان نیز، ورزشی گرم و تابستانی با لرستان ورزشی داشته باشیم، به دور از هر گونه خزان و پژمردنی!
نقبی به پیشینهی ورزش در خرمآباد
ایرج کاظمی
خانهی دوست کجاست؟/ در فلق پیدا بود که پرسید سوار/ رهگذر شاخهی نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید/ و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت/ نرسیده به درخت/ کوچهباغی است که از خواب خدا سبزتر است.«سهراب»
مقدمه: آشوبها همیشه غوغاآفرین لحظات به یاد ماندنی گذشتههاست. خرمآباد شهر سرشار از خاطرات است، چه برای بومیان و چه مهاجرینی که وقتی میخواستند از این سرزمین و وادی دلبسته به آن، دل کنده و بروند. آنها بیشتر ناقل و یادآور این نکته بودند و با دوستان و محبان خویش زمزمه مینمودند که خاک خرمآباد سخت دامنگیر است. خرمآباد رازدار خردسالی ما و نقال لحظات شورانگیز و بیخبری ماست.
یادمان سالهای دور، هنوز نزدیکترین معانی ممکن را به لایههای درونی ذهن پایدار ما، چون پردهی سینما متصل میکند. به سالهای دور و گذشتههایی با انبوهی از خاطرات نقب میزنم بلکه در این میان بخشی از تاریخ ورزش این شهر را نیز از دید خود مکتوب نمایم.
خرمآبادی که در بافت سنتی و قدیمی خود، یادآور هویت تاریخی و اصالت بر جای مانده از پیشینیانی بوده است که نام و یادکرد رفتار و شیوههای جوانمردی و آزادگیشان چون مثلی سایر، در حافظهی تاریخی نسلهای بعد از خود، همچنان مانا و گویاست.
از سالهای بعد از شکلگیری ادارهی معارف یا فرهنگ خرمآباد، مقولهی ورزش با حفظ جایگاه سنتی و پهلوانی خود، موجی از اشتیاق و فعل خواستن را متوجه خود کرد. ورزش، تقویت اندام، بلندی بالا و سینهی ستبر با هر گونه طیف افراط و تفریط تعارض است. در ضرورت پرورش جسمی سالم، هیچ جامعه و هیچ مردمشناس آگاهی سر مخالفت نداشته و لزوم این ضرورت تا حدی است که موجب تأمین سلامت همگان باشد. اگر همهی امکانات موجود در این کار صرف شود یا آن را به صورت حرفهای درآورند، سود آن برای جامعه کمتر از زیانش نخواهد بود، خاصه که تربیت جسمانی اگر پا به پای تربیت نفسانی نباشد و از آن پیشی گیرد، به تدریج تعادل قوای جامعه دچار تنازع دایم خواهد شد. در قدیم، رفتن به زورخانه و گام نهادن در حریم خانههای خدا یعنی مساجد را یکسان میدانستند. اولی قداستی به درازای تاریخ و هویتشناسی انسانی و دومی چشماندازی در افق پنهان و پیدای یک معنویت خودخواسته داشت. خاطرات گذشته در هر دو طیف قریب و بعیدش لحظات این خلوت و تنهایی را پر میکند.
روزهایی را به یاد میآورم که خیابانهای شنی و هنوز آسفالتنشدهی شهر زادگاهم خرمآباد، بارانهای تند بهاری و نمبارشهای پاییزی در نگاه کودکانهی ما چندان مطلوب نمینمود، زیرا ما را از هوای کوچه و فضاهای گسترده و بازی فوتبال با توپهای لاستیکی کوچک که در آن زمان به ندرت یافت میشد و در توان خرید همه کس نبود، باز میداشت و مجبور میشدیم هیجانات اجتنابناپذیر دوران کودکی و نوجوانی را در فضای سربسته و محدود یک اتاق یا یک پنجدری اعیانی تقریباً بزرگ تخلیه کنیم. این امر هم با مخالفتهای طبیعی مادران یا دیگر افراد خانواده همراه بود. کوچههای شهر در آن روزگار از هر جهت، چندان مناسب و مطلوب فوتبال نبودند. اغلب شیبدار و بعضی با سنگ و قلوه و یک جوی باریک آبرو به گونهای تعبیه شده بود که جز یک سری بازیهای سنتی خاص را نمیشد در آنجا پیاده کرد.
تنها زمینهای مناسب، محدودهی منوچهرآباد و اطراف آن بود که تا مرکز شهر فاصلهاش بسیار زیاد بود و معمولاً اجازهی رفتن و بازی کردن در آن منطقه کمتر صادر میشد، مگر در مواقع خاص خود.
بعد از وقایع 28 مرداد 1332 چند گروه از پهلوانهای سنتی و نمایشی نظیر: علی حاجی، علی آمون، خلیل عقاب و چند نفر دیگر که نامشان را در حافظه ندارم، به خرمآباد آمدند و ما بچههای آن روزگار با مشکلات زیاد توانستیم بلیط دیدن آن نمایشهای ورزشی و پهلوانی را تهیه وبه دیدن آنها بروم، منتها وقتی از طریق مدارس بلیط را به فروش میگذاشتند، کار ما راحتتر بود. این مراسم معمولاً در میدان منوچهرآباد(ورزشگاه تختی کنونی)، فضای باشگاه افسران و سربازخانه و چند محل دیگر به انجام میرسید. جای نشستن نبود! میبایست تا پایان برنامه، مراسم را ایستاده تماشا کرد! چیزی شبیه به معرکهگیریهای رایج. البته تعدادی صندلی برای مدعوین و مسئولین ادارات میگذاشتند که اختصاصی بود. کارهای پهلوانی و نمایشی آنها شبیه به هم بود. سنگ روی سینه شکستن، اتومبیل در حال حرکت را متوقف نمودن، زنجیر پاره کردن و بسیاری کارهای دیگر که مطابق برنامه یا به صورت بداههکاری به انجام میرسید.
بعدها، چنین کارهایی را به صورت ملایم و آرامتری از چند پهلوان سنتی خرمآباد دیدم، البته به صورت آماتور نه حرفهای که آن هم صرفاً به خاطر اجرای برنامههای مختلف ورزشی در جشنها بود. 4 آبان یا 21 آذر، گهگاه مرحومان عابدیم ولدبیگی و عبدالعلی فریدونی چنین نمایشهایی را اجرا میکردند.
ادامه دارد...
انتخاب یا انتصاب رؤسای هیأتهای ورزشی؟!
تیمور احمدی
مقدمه: هیأت ورزشی، نهاد یا تشکیلاتی است عمومی و غیر دولتی که در جهت رشد، توسعه و گسترش یک رشتهی ورزشی با هماهنگی اداره کل تربیتبدنی استان فعالیت مینماید. صداقت در کلام و گفتار مسئولین ورزش، به خصوص رؤسای هیأتهای ورزشی، ابزاری مؤثر و ارزشمند در پیشبرد اهداف و امورات آن هیأت بوده و متآسفانه باید گفت که این مهم امروزه به درستی رعایت نشده و به وفور در بین مسئولین هیأتهای ورزشی استان مشاهده میشود.
از طرفی، عدم توجه جامعهی ورزش نسبت به تبیین اهداف و دستیابی به موفقیتها، موجب شده به جای زمانبندی و برنامهریزی، در انتظار حادثه و معجزه مانده و بدیهی است که با چنین طرز تفکری، انگیزه، پیشرفت و بهبودی حاصل نخواهد شد. این افراد، برنامهریزی را عبث و بیهوده برشمرده، زیرا معتقدند کاری که باید روزی رخ دهد، سرانجام اتفاق خواهد افتاد! لذا با چنین برداشتی از آینده، انگیزهی گرایش به تعالی و کمالطلبی دچار وقفه و رکود خواهد شد و همواره به وضع موجود بسنده شده و راه را بر ورزش و ورزشکار سد خواهد کرد.
برای توسعهی ورزش لرستان باید تلاش نمود با پرهیز از سلایق شخصی، از نظر کارشناسان خبره استفاده نمود و یک برنامهریزی اصولی و منطقی که از طریق مشارکت گروهی پیاده و اعمال میگردد، این برنامه سیر منطقی اجرا را طی نماید. بدین منظور به برنامهای مدون نیاز است که به سه قسم کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت تقسیم شده و از طریق هیأتهای ورزشی به اجرا درآید.
هیأتهای ورزشی باید به مثابهی بازوی قوی و مطمئن اداره کل تربیتبدنی استان در این راستا کوشش نموده و از افراد متخصص، متعهد، فنی، اجرایی و با انگیزه استفاده نموده و از 4 عامل مهم در این زمینه برخوردار باشند:
1_کمیتهی آموزش
2_ کمیتهی مربیان
3_ کمیتهی داوران
4_ کمیتهی روابط عمومی
رییس، نایبرییس و دبیر هیأت نیز باید بر فعالیت این کمیتههای به خوبی نظارت نموده و ابزار و امکانات لازم را برای مسئولین آنها فراهم نمایند و نسبت به تأمین منابع مالی برای اجرای برنامههای مربوط از تلاش دریغ نورزند. باید گفت که برای انجام اینگونه کارها در استان لرستان، احتیاج به یک رییس هیأت قوی، علاقهمند و متخصص میباشد و این فرد اگر در زمینهی رشتهی ورزشی هیأت خود متخصص نباشد، باید از یک دبیر هیأت فنی و متخصص و علاقمند بهره برد. یک هیأت وقتی قوت خواهد یافت که آن رشتهی ورزشی در سطح استان تعمیم یافته و افراد بیشتری را تحت پوشش قرار دهد تا شانس استعدادیابی را از جامعهی آماری بیشتری داشته باشد. همچنین در این صورت است که به اهداف سازمان تربیتبدنی از بعد همگانی دست یافته و میتوان به داشتن جامعهای سالم امیدوار بود.
با این مقدمه نگاهی میاندازیم به آن چه که در این مدت بر مسألهی انتخاب رؤسای هیأتهای ورزشی در لرستان گذشته و آن را مورد نقد و بررسی قرار میدهیم:
انتخاب رؤسای هیأتهای ورزشی استان را در سه دوره ذکر میکنیم که در این میان، برخی انتخابها موفق و برخی ناموفق بودهاند.
دورهی اول مربوط به دههی 60 میباشد که رؤسای هیأتهای ورزشی اکثراً از میان افراد علاقهمند و متعهد با نظر مدیر کل تربیتبدنی استان منصوب میشدند و با توجه به قلت هیأتها و رشتههای مختلف ورزشی و پایین بودن هزینههای ورزش و همچنین حمایتهای بیشتری که از سوی مسئولین و افراد توانمند(از نظر مالی) اعمال میشد، موفقیتهای چشمگیری برای ورزش استان به دست آمد که فکر میکنم این گفته مورد تأیید هر کارشناس منصف ورزشی در استان قرار گیرد.
دورهی دوم مربوط به دههی 70 بود که ورود مدیران دستگاهها و نهادهای مختلف دولتی به این عرصه را شامل میشود. در این دوره، اداره کل تبریتبدنی استان با هدف استفاده از امکانات دستگاههای مختلف و تا حدودی بودجهی تخصیصی آنها، این افراد را به عنوان رییس هیأت در برخی هیأتهای ورزشی انتخاب نمودند. متأسفانه به دلیل عدم تخصص و علاقه این افراد و همچنین کمبود وقت جهت انجام امور مربوط به هیأتها در کنار قطع ارتباط با ورزشکاران رشتههای مختلف ورزشی، مشکلات عدیدهای برای هیأتهای ورزشی استان و در کل ورزشها هویدا شد که این مسأله ورزش لرستان را به سوی پرتگاه سقوط کشانده و توفیقی در این عرصه حاصل نگردید. در نهایت مدیران متوجه اشتباه خود شده و به این اصل روی آورند که باید کار را به کاردان سپرد.
دورهی سوم که دههی 80 را در برمیگیرد، بحث "انتخاب" رؤسای هیأتها از طریق مجمع پیش آمد و برابر اساسنامهای که به تأیید هیأت دولت و امضای ریاست سازمان تربیتبدنی رسید، در اختیار فدراسیونهای ورزشی و تربیتبدنی استانها قرار گرفت تا با طی یک روند به اصطلاح دموکراسی، افرادی در رأس هیأتهای ورزشی قرار گیرند که مورد تأیید جامعهی ورزش و به خصوص رشتهی ورزشی مورد نظر باشند. این روش ابتدا با استقبال ورزشکاران و علاقهمندان همراه بود، اما زمانی که برنامه حالت اجرایی پیدا کرد و میرفت روال قانونی را طی نماید، مشخص و محرز گردید که "انتصاب" بیش از "انتخاب" در آن دخیل است چرا که بعضاً فردی که به عنوان رییس هیأت انتخاب شده بود، گاه بر اثر یک اشتباه از مسند خود کنار گذاشته میشد و اعمال سلیقهی شخصی از سوی برخی مدیران تربیتبدنی در این مسأله دخیل گردید!
با توجه به اختیاراتی که اساسنامهی اصلاح شده در اختیار مدیران تربیتبدنی اسانها قرار داد، افراد منتخب گاه به بهانههای واهی از ریاست هیأت کنار گذاشته شدند و فرد مورد نظر که از دید مدیر کل حائز شرایط لازم بود در رأس هیأت قرار میگرفت و در حقیقت آن همه روند و جلسه و ... به هیچ تبدیل میشد! تازه این زمانی است که در جلسهی انتخابات مجمع، هماهنگی لازم با افراد رأی دهنده از قبل صورت نپذیرد و متأسفانه این اعمال تبانی در استان ما که از مسائل قومیتی و طایفهای رنج میبرد، نمود بیشتری دارد! تنها یک رفرم انتخاباتی یا ژست آن مطرح است که افراد مورد نظر جای شایستهها را میگیرند و این مسألهای است که هیأتهای ورزشی در استان و کشور را رنج میدهد و پیآمد آن انتقادهای بسیاری است که از سوی کارشناسان ورزش نسبت به این مسأله صورت میپذیرد و حتا به انتخابات ریاست فدراسیونهای ورزشی نیز کشیده شده است.
به همین دلیل از نظر من، انتخاب رؤسای هیأتهای ورزشی با وضعیت فعلی به صورت قانونمندی اجرا نمیشود و بیشتر به یک بازی شبیه است که در آن برای زمان و برنامهریزی ارزشی قائل نیستیم. به یقین کندی سرعت پیشرفت در ورزش و به خصوص استانهای محروم مانند لرستان، تا حد زیادی ناشی از این مورد بوده و سازمان تربیتبدنی با اعمال این قانون به نوعی در کار خویش گره افکنده است! علاوه بر آن، این انتخابات به جولانگاه سیاست و سیاستبازان نیز تبدیل شده و چون موم در دست ایشان به اشکال مختلف درآمده است.
اگر واقعاً قصد داریم هیأتهای ورزشی قوی در استان داشته باشیم باید به همان مسألهی انتخاب برگردیم و شکل اخیر را که در آن انتخاب جای خود را به انتصاب داده و آن را زیر سوؤال برده کنار بگذاریم تا اصل را خدشهدار نکنیم. هستند کسانی که لیاقت و درایت کافی برای این منظور داشته و فقط اندکی تحقیق و تفحص در این زمینه لازم است تا تصمیمی گرفته شود که در سرنوشت ورزشی جوانان بسیاری دخیل است. اگر چنین افرادی در رأس هیأتها قرار گرفتند، مسئولین وظیفه دارند اختیارات و ابزار مناسب را در اختیارشان بنهند تا در جهت نیل به مقصود، کارشان سهلتر گردد. باید دست این افراد را در انتخاب تیم کاری هیأت آزاد گذاشت و اداره کل تربیتبدنی فقط نقش نظارت و هماهنگی را ایفا نماید، البته به شکل کامل و دقیق و چنانچه ایرادی مشاهده نمود آن را گوشزد و در مقابل برای افراد فعال و کوشا و موفق تشویق مناسب در نظر گرفت.
تجربه نشان داده است که افراد غیر ورزشی با شرایط خاصی که ورزش استان دارد و در کوتاهمدت قادر به رشد و توسعه چندانی نخواهد بود، فقط به دنبال به یدک کشیدن نام رییس هیأت و استفادهی ابزاری از آن در جهت مقاصد سیاسی، اجتماعی و حتا اقتصادی خود هستند. حضور چنین افرادی جر زیان و خسارت نتیجهای برای ورزش لرستان در بر نخواهد داشت. در کنار اینها، هستند کسانی که موجودیت خود را به حضور در عرصهی ورزش یافتهاند و در این زمینه، جز به خود، به چیز دیگری نمیاندیشند و استفاده از این افراد که اکثراً با الفبای ورزش ناآشنا هستند، خیانت به ورزش و ورزشکار خواهد بود. شاید دلیل اصلی رکود برخی رشتههای ورزشی در استان، فلسفهی برخی مدیران تربیتبدنی در استفاده از شخصیتهای مسئول در بدنهی ادارات و نهادها بوده که نتیجهی منفی آن در سالهای بعد از زمان تصدی این افراد ملموستر خواهد بود. امید که همیشه بین خوب و خوبتر، "خوبتر را انتخاب نمائیم" تا از پس یک تصمیم و انتخاب خوب، هزاران خوبی برای همه برداشت نمائیم.
طنز ورزشی:
نامهای از سلطانمحمود به جماعت کوثرنشین!
محمود شرفی
آوردندی در بلادی خرمآبادنام که بر روی کاغذ قریب دیویست هزار نفر نفوس دارندی، ولی در اندرون شهر تا چشم مسلح و غیر مسلح کار نمایندی جمعیت از هر رنگ و روی و هر قوم و قبیله و طایفه در خود جای دادندی، دستهای سبز رنگ وارد گردیدندی با نام "کوثر" که از شهری غریب و دوردست به عاریت گرفته بودندی، جهت امری خیر به نام فوتبال!
مردم با دیدن توپچیان این دسته(که بدان "تیم" نیز همی گفتندی) به استقبال رفتندی و در اولین رزم، این توپچیان، سنگ تمام نهادندی، آنچنان که سیل نفوس اطراف مستطیل سبز ورزشگاه پیر خرمآباد را بگرفتندی و این جماعت سرود همی خواندندی که: "ما میریم لیگ، کدوم لیگ، همون لیگی که استقلال داره های بله، ما میریم لیگ، کدوم لیگ، همون لیگی که پرسپولیس داره های بله" و قص علی هذا.
در اولین نبرد، جماعت کوثر که تازه لر شدندی، با صد حمد و قل هو الله بر پترولیوم نامی از ولایت ترکنشین تبریز، فائق آمدندی و روزهای دگر نیز فتوحاتی چند کسب نمودندی! در این میان صنف مردمان ز فرط عشق و علاقه بدین گروه پیروزپیشه، از ایشان عکس فراوان بگرفتندی و از برای برنامهی90 tv.ir ارسال بکردندی تا همگان ببینندی. بر این اثر، شوق و ذوقی عجیب با ذکر نام دیارشان در برنامههی تلفیزیونی مملکت محروسه، ایجاد افتاندی، زان سبب که دیگران دانستندی اندر این بلاد چه اتفاقات میمونی افتادنی!
این قصه ادامهای خوش داشتندی و افزایش ارادت در تماشاگر و هوادار همچنان در حال افزایش بودندی تا آن که ناگه در ولایت اراک(سلطانآباد سابق) تندبادی شدید بر سمت این جماعت نگونبخت کوثر وزیدن گرفتندی و موسم خزان ایشان فرا رسیدندی! از آن جا که در فصل خزان الوان زرد بیشتر از دیگر الوان به چشم همی آمدندی، در این بلاد جمعیت گرد آمده، زرد گشتندی، پراکنده شدندی، به سیاست در ایشان تفرقه افتادندی و گروهی بانگ "شیر سماور" سر دادندی و دستهی دیگر آوای "تعویض باید گردد" را سر دادندی و دست آخر، سر خویش بگرفته و با دلشکستگی پی کار خویش برفتندی!
و در این میان، رندی بگفتا: یا العجب این جماعت چه گویندی؟! چارهی کار به حتم شوکالتعویض بودندی! فلذا نسخهی آن سریعاً پیچیدندی و آن مربی با کلاس تهرانی را مقصر قلمداد نمودندی و از کار بر کنار کردندی و با آوردن سرکردهای از بلاد خوزیان جبران مافات نمودندی، اما همچنان در ولایت لورستان قحطالرجال مربی و بازیکن در حد لیگ یک بودندی و مدیر تیم بدانها اعتقاد راسخی نداشتندی!
فیالحال، کشتی بر گِل نشستهی کوثریان، افتان و خیزان طی طریق همی کردندی، از این ولایت به آن قصبه و از آن قصبه به آن بلاد و گاه از بالای جدول به اندرون سقوط کردندی و گاه در کشاکش میانی جدول سکنا گزیندی و لیک هیچگاه در جمع صدرنشینان جایی نیافتندی!
القصه، جمعیت در اطراف مستطیل سبز منوچهرآباد پراکنده گشتندی و سرخورده و حزنآلود با خود این شعر همی خواندندی که: "ما نمیریم لیگ، کدوم لیگ، همون لیگی که استقلال داره های بله. ما نمیریم لیگ، کدوم لیگ، همون لیگی که پرسپولیس داره های بله" ... و این قصه همچنان ادامه داشتندی تا روزی که کلاً به بنبست خوردندی و با هزار طلسم و دوا در خان هشتم جدول سکنا گزیندی و سرمنزل مقصود را آنجا دانستندی!
امید دارندی که سر ما نیز به سنگ خوردندی و پی کار و زندگی خویش رفتندی و این سخن زمزمه همی کردنی که: "فوتبال در دیار ما نان و آب نشنوندی و باید پی لقمه نانی دویدنی و اعصاب خویش را بیجهت خراب نکردندی!"
یازده لرستانی در ترکیب استانهای دیگر
یکی تیرت برد و یکی کمونت!
امیر صفآرا
اگر از وضعیت هاکی لرستان به طور اطلاع نداشته باشید، از افتخارآفرینیهای ورزشکاران این رشته که پرافتخارترین ورزش گروهی لرستان هستند، کم و بیش شنیدهاید.
متأسفانه از 2 سال قبل به دلیل اختلاف سلیقه میان سیدیدالله قیاسیان مربی سابق تیم ملی و مرد پرتلاش و همهکارهی این رشته در لرستان با بهرام شفیع رییس فدارسیون و مجری برنامهی ورزش و مردم، از سال 1386 با نظر شفیع و محمدیاصل مدیر کل وقت تربیتبدنی لرستان، قیاسیان از رأس این هیأت ورزشی کنار گذاشته شد و پاداش افتخارآفرینیهای برای لرستان را این گونه به او برگرداندند!
به هر حال تیم هاکی لرستان که چند سال متوالی در لیگ برتر ایران آقایی میکرد و با نامهای فجر خرمآباد، پیام ارتباطات لرستان و تربیتبدنی چند سال در لیگ برتر کشور فینالست بود و حدود 40 درصد از ترکیب اصلی تیم ملی کشورمان را بازیکنان این خطه تشکیل میدادند، به ناگاه از هم پاشید و تجزیه شد. با این وجود، ثمرهی تلاشهای قیاسیان در تشکیل تیمهای رده پایه هنوز نمود داشته و سال قبل تیمهای هاکی جوانان و امید لرستان با کسب 12 مدال طلا در المپیاد ایرانیان برای استان آبروداری کردند. پرواضح است که با تعطیلی مدارس استعدادیابی هاکی که توسط قیاسیان اداره میشد، در آینده به مشکل برمیخوریم و فقط باید دلخوش به افتخارات گذشته باشیم.
اگر چه مسئولین کنونی هیأت هاکی لرستان افرادی دلسوز و کوشا هستند، اما به دلایل مختلف از قبیل نداشتن تخصص در این رشتهی ورزشی و در اختیار نداشتن زمان کافی به دلیل مشغله کاری، نتوانستهاند وضعیت هیأت را در سطح قبلی نگهدارند. هر چند در ردهی بانوان مقام قهرمانی سال قبل را تکرار نمودیم اما نزدیک شدن رقبا به تیم لرستان در این دوره کاملاً محسوس بود.
هم اکنون لرستان پر افتخار، نه تنها در لیگ برتر که در لیگ دسته اول هم در ردهی آقایان نمایندهای ندارد و تمامی قهرمانان لرستان که با پول و سرمایهی این استان بالیده و پرورش یافتهاند، ستارههای تیمهای باشگاهی استانهای دیگر در لیگ برتر هاکی کشور هستند!
یعقوب بهرامی، بابک عباسی و بهداد بیرانوند سه ملیپوش لرستانی با اخذ مبلغ 39 میلیون تومان برای یک فصل به تیم صنایع هوایی تهران پیوستند تا این تیم را در پایان دور رفت لیگ برتر امسال، صدرنشین گروه یک نمایند. سیدسیامک موسوی، رامین کمالوند، حامد کرمالهی، رضا رحیمی و محسن قاسمی ملیپوشان جوان لرستانی هم با پیراهن نفت و گاز گچساران به میدان میروند. مسعود اتابکفرد و فرشاد حسنپناه عضو سیمان کردستان و سجاد اسکندری برای دانشگاه آزاد همدان بازی میکنند و جالب این که این سه تیم نیز تا پایان دور رفت، مشترکاً در صدر گروه دوم لیگ برتر هاکی ایران قرار دارند!
جمیع این قهرمانان قبلاً به اعتبار قیاسیان، بدون هیچ چشمداشتی به نام و برای استان خود افتخارآفرینی میکردند و اکنون نیز حاضرند با دریافت نیمی از مبلغ کنونی قراردادشان، با تیمهای بومی در میادین کشوری حاضر شوند. امید که مسئولین لرستان قدر سرمایههای خود را بیشتر بدانند و چارهای برای این معضل بیاندیشند.
نگاهی به زورخانههای خرمآباد
محمد باقری
تاریخ ورزش پهلوانی و زورخانهای بروجرد به بیش از دو قرن و در خرمآباد به حدود یکصد سال قبل میرسد و این خطه از دیرباز خاستگاه پهلوانان و نامآورانی بوده که نام نیک آنها، هنوز هم زبانزد خاص و عام میباشد. از مکانهای قدیمی ورزشی این رشته در خرمآباد میتوان از زورخانهای که در حد فاصل امامزاده زید بن علی و هتل جهان قرار داشته به عنوان اولین زورخانهی خرمآباد یاد کرد که متأسفانه مشخصاتی از نام مؤسس و مرشد آن وجود ندارد، اگر چه برخی اسدخان والیزاده را بانی آن میدانند. پس از تعطیل شدن این زورخانه، با همت مرحوم کربلایی روحالله سیف، زورخانهای بین سینما فلسطین و باشگاه افسران فعلی راهاندازی شد و در امور نظم و امنیت آن زورخانه فردی به نام اسماعیل خونریز با مرحوم سیف همکاری داشته است.
مدتی بعد با کشیدن حصار و محدود نمودن باشگاه افسران، این زورخانه تخریب و به مکانی دیگر در ابتدای کوچه یهودیها در حکیمآباد انتقال مییابد که مالکیت آن متعلق به حاج سیفالله عسکری بوده است. فعالیت این زورخانه از جنگ جهانی دوم یعنی در دههی 20 ادامه داشته و از مؤسسین آن میتوان از مرحوم کربلایی روحالله سیف و ماشاللهخان نام برد که در اواخر کار این زورخانه، مدیریت آن را به حاج عابدین ولدبیگی از پیشکسوتان ورزش این دیار سپرده شد و بر اساس شکایات مردم از آلودگی صوتی و صدای ضرب، این مکان تعطیل میشود و بعد از آن با پشتکار مرحوم عابدین ولدبیگی، زورخانهای در جنب اداره راه و ترابری و در مکانی که متعلق به محمد شمیرانی بوده تأسیس میشود.
مطابق اظهارات بزرگان و معمرین این ورزش، سال 1324 در این زورخانه، زندهیاد حاج محمدحسین حسین زهتابچی پهلوان و پیشکسوت خوشنام لرستانی، داراب پهلوان کرمانشاهی را در حضور ورزشکاران و نامآوران این رشته و محمدحسین غضنفری شهردار سابق خرم آباد ضربهی فنی مینماید.
پس از تعطیلی این زورخانه، ولدبیگی زورخانه را به ملکی واقع در شمشیرآباد که متعلق به حاج علیاصغر ناصریان از خیرین خرم آبادی بوده انتقال میدهد. این مکان جهت تأسیس زورخانه به صورت مجانی در اختیار شادروان عابدین ولدبیگی قرار میگیرد و بعد از مدتی این زورخانه که باشگاه "ببر لرستان" نام داشت تعطیل می شود و ورزشکاران برای مدتی در محلی که توسط حاج ابوالحسن پیوستی با حفر گود در سبزهمیدان محله باغچه این ورزش را ادامه میدهند.
سپس در قسمتی از باشگاه ورزشی دژ که متعلق به حاج نورالله سیف بوده و در محلی که مسقف نبوده، یک گودی حفر میگردد و مدتی هم ورزشکاران در این محل ورزش را ادامه میدهند تا این که توسط آقای نورالدین آریاننژاد در قسمت پل کرگانه زورخانهای دیگر تاسیس می گردد. پس از تعطیلی این زورخانه، با همت شادروان علیمحمد ساکی شهردارخرمآباد و حاج محمد کریمی مدیر کل تربیت بدنی وقت و عدهای از ورزشکاران، در محلهی کهن و قدیمی دربدلاکان، زورخانه طیب در سال 1356 تاسیس میگردد. این مکان قبل از احداث زورخانه، حمامی و ملکی بوده متعلق به حاج اسدالله زمانپور بوده و ورزشکاران و پهلوانان نامی این استان که نام آنها در کشور زبانزد است ورزش را از گود مقدس این زورخانه شروع نمودهاند. قدمت این بنا مربوط به اواخر قاجار است و چندی است توسط سازمان میراث فرهنگی بازسازی شده و به شماره 4873 در تاریخ 19 اسفند 1380 در فهرست آثار ملی کشور ثبت گردید.
زورخانهی شهید نعمتالهی هم با همت اداره کل تربیت بدنی و زحمات و پیگیریهای هیأت وقت استان حاج محمدرضا شیرخانی و حاج سیدیوسف صادقیان در سال 1363 و در مجموعهی ورزشی تختی خرمآباد تأسیس گردید. این زورخانه در ابعادی استاندارد ساخته شده که امروزه از زورخانههای فعال استان لرستان محسوب میشود.
زورخانهی پوریای ولی فرماندهی انتظامی لرستان نیز با همت فرماندهی وقت در سال 1364 تأسیس گردید و مدیریت آن در حال حاضر به عهدهی سروان حاج عبدالله یوسفی میباشد. زورخانهی پادگان 07 ارتش که جهت استفادهی نظامیان تأسیس گردیده از جمله زورخانههای دولتی میباشد.
افرادی هم با توجه به علاقهی فراوانی که به این ورزش ملی مذهبی داشتند، زورخانههای اختصاصی کوچکی تأسیس نمودند که از آن جمله میتوان به زورخانهی ماسور متعلق به حاج کاظم زهتابچی، زورخانهی عیاران متعلق به حاج اسفندیار عقیلی، زورخانهی محمد سوهانی از مداحان اهل بیت، زورخانهی پوریا متعلق به مراد حیدری و زورخانهی خرمی اشاره کرد.
شایان ذکر است که امروزه از تمامی زورخانههای یا دشده فقط زورخانههای طیب، شهید نعمتالهی و نیروی انتظامی در این شهرستان فعال میباشند.
زمینخواران در کمین اراضی ورزشی لرستان
بهروز بیرانوند
هر روز که میگذرد این مسأله بیشتر بر همگان آشکار میشود که پدیدهی زمینخواری باعث شده سوداگران زمین بدون توجه به منافع عمومی و نیازهای اجتماعی، با هدف انتفاع شخصی یا گروهی خاص و معمولاً از راهها و کانالهای غیر رسمی که ناشی از بیتوجهی متولیان گذشتهی تربیتبدنی بوده، اقدام به تغییر کاربری، تفکیک و فروش اراضی با کاربری ورزشی نموده و مینمایند! با توجه به این که ورزش یکی از نیازهای مهم جامعهی امروزی است و اعتبار مورد نیاز جهت ساختن ورزشگاهها به هر ترتیب توسط بخش دولتی یا مردم تأمین خواهد شد، این مسئوله درخور اعتنا بوده که یافتن زمین برای ساخت چنین اماکنی در دل شهر، روز به روز دشوارتر خواهد شد. از سویی، فزونی تقاضا برای خرید زمین در درون شهرها، بهای آن را به اندازهای بالا برده است که نه بخش دولتی توان خرید آن را خواهد داشت و نه خرید آن برای بخش خصوصی به عنوان یک فعالیت اقتصادی مقرون به صرفه خواهد بود.
از قرائن چنین بر میآید که متولیان امر ورزش در استان، برنامهای برای تملک مابقی زمینهای با کاربری ورزشی در سطح شهر خرمآباد و سایر شهرهای استان نداشته و پیگیریهای لازم را در این زمینه انجام نمیدهند. در آیندهی نزدیک بحران تأمین زمین جهت احداث تأسیسات و مجموعههای ورزشی به وجود خواهد آمد. بر حسب وظیفهی شهروندی و تخصص چند ساله، نشانی از زمینها ورزشی خرمآباد تهیه نمودم که امیدوارم مسئولین در جهت تملک آنها اقدام لازم را به عمل آورند:
1_ زمین ورزشی واقع در ضلع شرقی شهر موسوم به هدفگاه به مساحت تقریبی 14000 متر مربع
2_ زمین ورزشی واقع در کوی فلسطین- محوطهی نقلیهی منابع طبیعی به مساحت تقریبی 10000 کتر مربع
3_ زمین ورزشی انتهای کوی قاضیآباد جنب منبع آب به مساحت تقریبی 11500 متر مربع
4_ ضمین ورزشی واقع در ضلع جنوب شرقی شهر موسوم به پشته حسینآباد جنب مرغداری یاوری به مساحت تقریبی 244800 متر مربع(به روایتی 99000 آن تملک گردیده است)
5_ گلدشت شرقی، طرح رهبری در حدود اواسط پشته جنب پارک 25000 متر مربع
6_ زمین ورزشی واقع در ضلع شرقی اراضی موسوم به کوی شرافت به مساحت تقریبی 45220 متر مربع
7_ زمین ورزشی در جنوب شهر موسوم به جمالآباد به مساحت تقریبی 20000 متر مربع



